تیم گهر زاگرس
به نام دیگران و به کام دیگران!

خرم‌آباد- رضا جایدری: برای مردمی که همه چیزشان در نداشتن خلاصه شده، بسیار سخت است که تنها دارایی آن‌ها نیز به بهانه‌ای واهی از آنان گرفته شود!
منظورم وضعیت کنونی تیم گهر دورود لرستان است. تیمی که در آستانه‌ی لیگ برتری شدن، تنها دلخوشی جوانان دیار محروم لرستان به شمار می‌رود. استانی که مسوولان فدراسیون فوتبال، دو سه روز است معطل یافتن یک ورزشگاه استاندارد فوتبال در آن هستند و تا زمان نوشتن این متن، هنوز موفق به یافتن چنین ورزشگاهی در لرستان محروم ما نشده‌اند!
به که باید بگوییم درد خود را؟ چه کسی این نوشته را می‌خواند و کاری برای لرستانی‌های محروم می‌کند؟ کیست که ما را یاری کند؟ آن‌گاه که تهران را به خاطر وجود کارخانه‌های بی‌شمارش آلوده خواندید، حاضر شدیم به خاطر بقا و یافتن پیشه‌ای جهت کسب روزی حلال، آلودگی‌تان را به شهر و دیار ما بیاورید، اما هنوز هم شعار می‌دهید و آن را از ما دریغ می‌کنید!

استانی که صنعت و کارخانه‌ای ندارد، چگونه می‌تواند ورزشگاهی استاندارد داشته باشد تا میزبانی آبرومند باشد برای مهمان‌های مایه‌دار و فربه‌اش که از سر سیری حرف دل مردم ما را نمی‌فهمند؟! چه کسی باید توازن و عدالت را در سراسر کشور برقرار کند؟ چه کسی باید این عقب‌نگه‌داشتگی صنعتی و محرومیت ورزشی را به مسوولان ارشد کشور منعکس نماید؟ چه کسی باید در جهت زدودن چهره‌ی کریه فقر از سیمای نگون‌بخت لرستان و مردمش تلاش نماید و اعتبار عمرانی کافی به فراوان پروژه‌های کلنگ‌خورده‌ی خطه‌ی آنان تخصیص دهد؟
منِ خبرنگار؟! شمای کارگر و کارمند هم‌استانی یا آن وکلائی که برای رسیدن به بهارستان سر و دست می‌شکنند و همین که پای‌شان به آن‌جا رسید، تلفن همراه‌شان را خاموش می‌کنند و دیگر کسی را به جای نمی‌آورند! همان‌ها که به جای قانون‌گزاری، قانون‌گریزی می‌کنند و تمام هم و غم‌ و انرژی‌شان صرف انتصاب وابستگان و نوچه‌های‌شان در ادارات استان می‌شود!
این‌جاست که وقتی همین چند نماینده‌ی ناکارآمد به جای جذب اعتبارات و تخصیص بودجه‌ به بدنه‌ی لرستان محروم، سرگرم عزل و نصب‌های داخلی  می‌شوند، سر و کله‌ی سودجویان متخلف و مختلف در سراسر کشور در این دیار پیدا شده و یکی برای تیم شهر دورود(بحرین سابق) لرستان نام بی‌مسمای گهر زاگرس را برمی‌گزیند و آن دیگری از دل گیلان، ادعای مالکیت تیمی را می‌کند که یک سال است به کل از احوالش بی‌خبر است و امروز که بوی کباب بدجور مشامش را آزرده، سعی دارد هزینه‌های سال آتی تیم داماش گیلان را با فروش امتیاز تیم فلک‌زده‌ی استان ما دست و پا کند!
خدمت انور مدیرعامل محترم مجموعه باشگاه‌های داماش عرض کنیم که سرکار حتماً به خاطر می‌آورید که در ازای انتقال یکی از تیم‌های فوتبال این مجموعه به شهرستان دورود در شهریور ۱۳۸۷، مسوولان آن زمان این باشگاه که اکنون مشغول میل کردن آب خنک هستند، چه مزایایی دریافت کرده‌اند و علاوه بر وام‌های کلان بانکی، زمین‌های مختلفی به بهانه‌ی احداث کارخانه مواد غذایی و همچنین ورزشگاه اختصاصی در اختیار گرفتند! این که شما در شهر یا استان‌تان چگونه معامله می‌کنید ما بی‌اطلاعیم، اما در استان لرستان که تا کنون بهایی چند برابر امتیاز یک تیم به پسله‌های سابق باشگاه داماش پرداخت کرده است، معامله‌ی پایاپای مرسوم بوده، لذا زیاده‌خواهی شما بی‌پایه و اساس است!
البته گاهی حریفان ما خارج استانی‌ها نیستند و کلی از وقت و انرژی‌مان را باید صرف مقابله با خودی‌ها نماییم. اینک که نتوانستیم فقر امکانات‌مان را برابر هم‌وطنان‌مان پنهان کنیم و ورزشگاهی آبرومند برای میزبانی مسابقات لیگ برتر در لرستان داشته‌ باشیم، چه نیک است از نمود عملکرد واقعی مسوولان و نمایندگان پر ادعای‌مان درس بگیریم و تازه بفهمیم که هیچیم، هیچ! شاید این زخم ناسور، چاره‌گشای فریادهای بی‌نتیجه‌ی ورزشکاران مستعدمان گردد و کسی آن بالا، دست‌های ما را جهت اجابت دعایی برای تکمیل چند پروژه‌ی ورزشی آبرومند در این استان بگیرد و برای داشتن یک ورزشگاه مجهز، کاری کند.
در زمینه‌ی امکانات ورزشی، از نداشته‌های استان محرومی چون لرستان نوشتن، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌طلبد، اما به قصد تلنگر بر مسوولان استان‌مان، یکی از نشانه‌های محرومیت شهر به اصطلاح مرکز استان را روی کاغذ می‌آورم:
مسوولان عزیز لرستان و و نمایندگان محترم مجلس! سال ۱۳۴۵ جمعیت خرم‌آباد ۴۵ هزار نفر بوده است و در آن سال، شهروندان آن زمان خرم‌آباد شاهد تأسیس و بهره‌برداری یک مجموعه ورزشی بزرگ به نام تختی(منوچهرآباد) بوده‌اند. اینک با گذشت ۴۶ سال، جمعیت خرم‌آباد ۳۶۰ هزار نفر (۹ برابر) شده اما هنوز همان یک مجموعه‌ی ورزشی در این شهر وجود دارد و فقط چند سالن کوچک در نقاط مختلف خرم‌آباد احداث شده است!
منتظر می‌مانیم تا ببنیم عملکرد استاندار، شهردار و نمایندگان مردم خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی، پس از اتمام زمان انتصاب‌شان، چه خواهد بود! آیا قادر هستند این طلسم عمرانی ورزشی را بشکنند یا همچون دیگر هم‌تایان‌شان، باید نام آنها را هم در فهرست ناتوانان ثبت کنیم ...